بیوتاک : بیوگرافی Agent 47

شاید تمام ماموریت هایی که تاکنون داشته با هم متفاوت بوده باشد اما انتهای تمامی آن ها به یک چیز ختم می شود, مرگ. یک قاتل آموزش دیده که در هیچ کاری جز کشتن مهارت ندارد در انتهای هر ماموریتی که می گیرد به چه چیزی خواهد رسید؟ مهم نیست هدف چه باشد چون در هر حال مرگ انتهای زندگیست…

یک قاتل آموزش دیده و بسیار دقیق از زمانی که خود را شناخت ماموریت داشت دست به ترور های بزرگ بزند و در انتها باید در این کار پیروز بیرون می آمد.

Agent 47 یکی از بهترین افرادی بود که در این زمینه مهارت داشت و هیچ وقت در ماموریت های خود شکست نمی خورد.او به صورت مداوم ماموریت های مختلف دریافت می کند و در این زمینه به عنوان یکی از مرگبارترین, بل احتیاط ترین و ماهر ترین قاتلینی است که در جهان شناخته می شود.

hitman-screen-online__1_

کلون ۴۷ آزمایشی بود که از آن برای ساخت سربازانی ماهر استفاده می کردند سربازانی که به راحتی نمی توان در مقابلشان ایستاد چرا که بسیار ماهر هستند و هیچ گاه در کشتن درنگ نمی کنند.

مامور ۴۷ نیز در این آزمایش به عنوان یکی از این سربازان و توسط دکتر Otto Wolfgang Ort-Meyer ساخته شد تا بتواند قاتلی بی احساس و زبده باشد.

im258-382px-Mark_Parchezzi_III

او یک انسان ژنتیکی است که DNA های او جهش یافته می باشند و همین امر باعث شده هوش او بیشتر از مردم عادی و مهارت هایش هم بسیار بهتر و قوی تر از حد معمول است.

طی چند دهه پژوهش مخفی بر روی ژن های مختلف او توسط دانشمندان و دکتران مختلف, مامور ۴۷ به نهایت اوج خود رسید و در انتها به قاتلی ماهر تبدیل شد.

در طی این پروژه ی بزرگ و مخفیانه جنایتکاران مختلفی ژن های خود را به دانشمندانی که در حال کار بر روی آن ها بودند اهدا کردند. مامور ۴۷ نیز در انتها با ژن پنج تن از برترین جنایتکاران جهان ساخته شد و همین امر خود اولین دلیل بر با مهارت بودن و قدرتمند بودن مامور ۴۷ می باشد.

hitman-agent-47-trailer-poster

در سال ۱۹۵۰ بود که پنج تن از جنایتکاران بزرگ از ملیت های مختلف که تمامی آن ها از واحدی در فرانسه با نام French Foreign Legion بودند. این پنج تن به نام های Otto Wolfgang Ort-Meyer, Lee Hong, Pablo Ochoa, Frantz Fuchs و Arkadij Jegorov شناخته می شدند و هر یک از آن ها دارای مهارت های بسیاری برای انجام کار های خلاف داشتند.

پس از آن که آن ها با محدودیت های بسیاری در حرفه ی خود رو به رو شدند مجبور شدند تنها کاری که در آن بهترین بودند را کنار بگذارند.

hitman_absolution_killer_game_police_agent_47_96369_2560x1440

اما در این میان همه ی آن ها راضی نشدند به این راحتی کنار بکشند و Ort-Meyer اولین کسی بود ک ه تصمیم گرفت یک موسسه ی روانی به عنوان پوششی برای انجام آزمایش های ژنتیکی مخفی بسازد.

اما دیگر دوستان آن و چهار جنایتکار باقی مانده دیگر به عنوان اربابان در جنایت ای بزرگ شناخته می شدند و هر یک تروریست های با تجربه ای بودند که نیاز به آغاز کاری جدید نداشتند.

اما با این حال باز هم تصمیم گرفتند تا حدودی با Ort-Meyer همکاری کنند و این امر اولین قدم از آغاز آزمایش های جدید ژنتیکی بود. Ort-Meyer در ازای بودجه ی این پژوهش از هر یک از آن ها ژن های مختلفی برای استفاده در آزمایش خود گرفت.

علاوه بر آن تمامی چهار اعضای سابق این گروه بزرگ با اهداء بخش هایی از بدن خود به او کمک کردند.استفاده از ان بخش های مختلف باعث طول عمر Ort-Meyer می شد و او به خوبی توانست با روش های مختلف از آن ها استفاده کند, بنابراین با وجود تمامی جرم جنایت هایی که او تاکنون انجام داده و با گذشت مدت زمان طولانی از زندگی اش Ort-Meyer هنوز هم جوان است.

1975783-92837964

هدف Ort-Meyer از آغاز این پروژه این بود که بتواند یک انسان کامل و یک تروریست قوی ظراحی کند تا هیچ کس نتواند در مقابل او بایستد.این انسان به نظر او شخصی بود که از نظر فیزیکی در بهترین شکل ممکن قرار داشته و قادر به اطاعت از دستورات باشد.

علاوه بر آن این شخص کاملی که Ort-Meyer قصد داشت او را بسازد کسی بود که در مقابل مافوق خود وفادار از خود گذشته باشد و بی چون و چرا از دستورات او اطاعت کند.

Ort-Meyer تمام تلاش خود را برای به ثمر رساندن این پروژه کرد و در انتها توانست تنها مامور ۴۷ را آنطور که دوست دارد به وجود بیاورد.او یک دانشمند نبود و اهدافش جنون آمیز بود و همین باعث می شد مدام با شکست مواجه شود و با تمام تلاشش به نتیجه ی دلخواه خود نرسد.

ددر انتها پس از تمام کار های سخت و دشواری که دکتر Ort-Meyer برای این پروژه انجام داد مامور ۴۷ هنگامی که Ort-Meyer در روم پناهنده بود در تاریخ ۵ سپتامبر ۱۹۶۴ زاده شد.

Agent_47_h2

او در پشت سرش یک خالکوبی به صورت یک کد داشت که ۶۴۰۵۰۹-۰۴۰۱۴۷ نوشته می شد و همین امر باعث شد نام او مامور ۴۷ گذاشته شود.چند سال بعد که تکنولوژی پیشرفت کرد این کد بیشتر شناخته شد و همین امر باعث شد مامور ۴۷ بیشتر از زمان قدیم شناخته شود و بیشتر به کار گرفته شود.

Bazitalk_Hitman_2015_08-10-15_002 (4)

در هر صورت Ort-Meyer در انتها مامور ۴۷ را به عنوان اولین موفقیت کامل ژنتیکی خود انتخاب کرد و به او توجه بسیاری داشت. حتی اگر به کمک تکنولوژی و دانش بیشتر ده ها و صد ها انسان ژنتیکی دیگر بسازد باز هم او را بهترین نمونه محسوب می کرد.

به همین دلیل مامور ۴۷ تقریبا به صورت یک کودک معمولی بزرگ شد چرا که Ort-Meyer توجه بسیاری به او می کرد. از سن ۵ تا ۷ سالگی مامور ۴۷ یک انسان آرام بود و از تکامل اجتماعی خیلی خوبی برخوردار بود اما تنها تصاویری که از محبت در ذهن او جای گرفت یک خرگوش فراری و آزمایشگاهی بود.

مامور ۴۷ در ۲۱ اوت ۱۹۷۰ این خرگوش را هم از دست داد و این اولین جرقه در زندگی او بود تا بتواند به یک قاتل ماهر و بی احساس تبدیل شود.با وجود تمام توجه هایی که Ort-Meyer به او داشت اما باز هم هدف از ساختنش به وجود آمدن یک قاتل و تروریست بود نه یک انسان عادی که به صورت معمولی زندگی می کند.

hitman-screen-online__3_

اما باز هم مامور ۴۷ احساسات مختلفی از خود نشان می داد, زمانی که او خرگوش خود را از دست داد Ort-Meyer به وضوح شاهد گریه هایش بود و همین شگفت زده اش می کرد.

زمان می گذشت و مامور ۴۷ هنوز هم اثراتی از محبت را در وجودش داشت او پس از گذشت پنج سال از زندگی اش یک موش خانگی را پیدا کرد و به مدت یک ماه از او نگه داری کرد.

با این که همیشه سعی می کرد مانند یک انسان عادی رفتار کند اما گویی زندگی اینطور نمی خواست او فقط به عنوان یک قاتل ساخته شده بود.یکی از افراد کلون موش خانگی او را بی رحمانه کشت و مامور ۴۷ دیگر سعی نکرد احساسی از خود نشان دهد چرا که می ترسید دوباره در انتهایش با شکست مواجه گردد.

در سال ۱۹۷۷ بود که مامور ۴۷ توسط یکی دیگر از افراد کلون مورد آزا قرار گرفت, آن دو ۱۲ سال داشتند اما این دلیل بر این نبود که هنوز بچه اند.

Agent_47_02_1920x1080

Ort-Meyer در همین بین یک مسابقه ی kickboxing برگزار کرد و مامور ۴۷ نیز در آن شرکت کرد.

همین امر ژن هایی که در بدن داشت را فعال نمود و در انتها او با شخصی که اذیتش می کرد درگیر شد, این درگیری در توالت کلون اتفاق افتاد و از آن جایی که محل درگیری خیلی کوچک بود مامور ۴۷ شخص مقابلش را خفه کرد.

این اولین قتلی بود که مامور ۴۷ انجام داد اما برای این که می ترسید این کارش مجازاتی داشته باشد از یک سیم فیبر استفاده کرد و پس از شکستن پنجره و استفاده از قطعات جارو برقی و روغن یک تیر و کمان برای خود درست کرد.

با این تیر و کمان سگی که در جلوی دروازه ی ورودی وجود داشت را کشت و از بالای آن پرید و از کلون فرار کرد.

همین اتفاق زندگی جدید مامور ۴۷ را آغاز کرد و او خود را به یکی از شهر های روم رساند اما هیچ پولی نداشت.یک دکتر که در روم پناهنده بود او را در یک اتوبوس پیدا کرد و با او صحبت کرد و پاداش خوبی به او داد.

355676-agent47

این دکتر هم از اعضای کلون بود و برای مامور ۴۷ توضیح داد کارش خوب بوده و او حق کشتن هرکسی را که به او معرفی می شود را دارد.او به مامور ۴۷ یاد داد که برای چه ساخته شده و باید هرکسی را که به او معرفی می کنند با روش های مختلف از بین ببرد.

مامور ۴۷ با پناهندگان و اعضای کلون رابطه ی خوبی نداشت و همین باعث می شد او مدام بر ضد دستورات آن ها عمل کند وهمین امر خود مشکلات بسیار زیادی به وجود می آورد.

بنابراین Ort-Meyer دستور داد امنیت بیشتری برای او برقرار شود, او سرانجام به گروهی فرستاده شد تا بتواند کار با انواع سلاح های مختلف را یاد بگیرد در سال ۱۹۸۷ بود که او به عنوان یکی از جوانان آموزش دیده یاد گرفت چگونه از سلاح های گرم, سخت افزار های نظامی, مبارزه ی غیر مسلحانه, استفاده از روش مخفی کاری و ایتفاده از ابزار های ترور مانند سیم فیبر و W2000 به عنوان تیراندازی مخفیانه استفاده کند.

agent-47-with-sniper-rifle

در طول آموزش او به عنوان یک تیرانداز استثنایی شناخته می شد و هم چنین در مبارزات تن به تن نیز مهارت بسیار بالایی داشت.اما هم چنان با گناهندگان درگیر می شد و همین امر دوباره خللی در آموزش هایش ایجاد می کرد.

با این حال مامور ۴۷ توانست به شخصی تبدیل شود که هر کاری برای کشتن می کند و هیچ وقت عقب نمی کشد.او خندیدن را کنار گذاشت و سعی کرد با خشکی و سردی خود در کاری که برای آن ساخته شده موفق شود.

او پس از آن که ماموریت های مختلف بسیاری انجام داد به عنوان یک قاتل خونسرد و بسیار ماهر شناخته می شد و همین امر باعث شد زمانی که بیشترین تجربه را در کار خود کسب کرده, وارد سازمان CIA شود.

مامور ۴۷ کارش را دوباره آغاز کرد, او همیشه با خود فکر می کرد هیچ گاه نمی تواند بازنشسته شود و تا زمانی که نفس می کشد افراد مختلف را به مرگ محکوم می کند.

Agent_47_01_940px

شاید تمام ماموریت هایی که تاکنون داشته با هم متفاوت بوده باشد اما انتهای تمامی آن ها به یک چیز ختم می شود. یک قاتل آموزش دیده که در هیچ کاری جز کشتن مهارت ندارد در انتهای هر ماموریتی که می گیرد به چه چیزی خواهد رسید؟ مهم نیست هدف چه باشد چون در هر حال مرگ انتهای زندگیست…

هم چنان با بازی تاک همراه باشید.

MacTavish
مطالب مرتبط

0 دیدگاه ارسال شده

دیدگاه خود را بیان کنید :

لطفا از بخش فهرست‌ها منویی را برای (منوی موبایل) انتخاب کنید.