بیوتاک: بیوگرافی Iron Man

۱۶ اسفند ۱۳۹۴ موضوعات: اخبار، بیوتاک، خبرهای هفتگی بدون دیدگاه 2,155 بازدید

من هر کاری انجام دادم و امروز هم قصد دارم هرکاری که می توانم انجام دهم.من برای محافظت از این جهان هر کاری می کنم. یک بار یه نفر به من گفت که با داشتن قدرت زیاد, مسئولیت بزرگی بر عهده ی انسان گذاشته می شود. من در ابتدا فکر می کردم همه چیز مثل کتاب کودکان ساده است و این که کار درستی انجام بدهید و تصمیم درستی بگیری هیچ دشواری در خود ندارد. اما جالب اینجا بود که هیچ چیز ساده ای در آن وجود نداشت.زمانی که این زره را پوشیدم احساس می کردم بیشتر از هر انسان دیگری قدرت دارم و حال زمان این است که از آن برای کمک به دیگران استفاده کنم.همین بود که مسئولیت سنگینی به گردنم گذاشت و من از ته قلب می خواهم به آن عمل کنم.امروز, من کارم را انجام می دهم, من از تو محافظت خواهم کرد مهم نیست چه قدر طول بکشد یا چه موانعی بر سر راه باشد. مهم تصمیم من است و می دانم هیچ وقت از آن روی بر نمی گردانم…

iron-man-28974-1920x1080

آنتونی ادوارد استارک, شاید یک قهرمان نباشد و به گفته ی کاپیتان آمریکا تنها با پوشیدن لباسی ربات مانند بخواهد خود را قهرمان بزرگ بخواند, اما او از کودکی هوشی سرشار داشت که همین امر بخش اعظمی از زندگی او را تشکیل می داد.

آنتونی که دوستان و نزدیکانش او را تونی صدا می زدند به دلیل هوش سرشار بسیار زیادی که داشت نابغه خطاب می شد و همین امر مسیر زندگی او را به سمت قهرمان شدن و تصمیماتی بزرگ سوق داد.

البته پول هم مهم است بالاخره هیچ چیز قرار نیست جای پول را بگیرد و تونی با وجود تمام استعدادی که داشت در خانواه ای بسیار ثروتمند به دنیا آمد. پدرش هاوارد استارک و مادرش ماریا استارک در ابتدا خیلی سعی کردند تا بچه دار شوند اما مشکلاتی وجود داشت که این امکان را به آن ها نمی داد.

با این حال هاوارد ثروت و قدرت بسیاری داشت و خود نیز از هوش بسیاری از علم مهندسی برخوردار بود.او با استفاده از هر چیزی که ممکن بود سعی کرد تا در انتها توانستند صاحب بچه ای شوند که هاوارد نام او را آنتونی ادوارد گذاشت.

nexus2cee_iron_man_by_rapsag-d65d74d

با این حال این اتفاق با تغییرات ژنتیکی رخ داد و همین امر بود که موجب شد تونی پس از به دنیا آمدن در لانگ آیلند بتواند به یک پسر بچه ی بسیار باهوش تبدیل شود.

او نبوغ بیش از حدی داشت که برای استفاده ی درست از آن باید یاد می گرفت که چه طور زندگی کند و چی بیاموزد.بنابراین او در سن شش سالگی به مدرسه ی شبانه روزی رفته و شروع به آموختن علم های مختلف کرد, زمان گذشت و تونی حالا توانسته بود چیز های بسیاری یاد بگیرد.

او پسری بود که به سرعت با علم های مختلف آشنا می شد و کمی از نبوغ پدرش در علم مهندسی برق و کار با انواع لوازم مکانیکی را به ارث برده بود.اما این انتهای کار نبود چون او در سن ۱۵ سالگی توانست وارد دانشگاه MIT شده و تحصیل خود در مهندسی برق و علوم کامپیوتر را آغاز کند.

این شروع کار بود و تونی قصد داشت چیزهای بیشتری یاد بگیرد و اطلاعات خود را در مورد علوم مختلفی کامل کند.البته شاید بر روی کمک خانواده اش هم حساب کرده بود اما هاوارد استارک هم کسی بود که دشمنان بسیاری داشت و در عین حال در کار های مختلفی حضور پیدا می کرد.

902224-product-thumb

همین امر بود که باعث شد دشمنان او برای از بین بردنش اقدام کنند, بی خبر از این که او پسری دارد که راهش را ادامه می دهد ، حتی اگر نخواهد در این راه قدم می گذارد.

تونی حالا اطلاعات کامل تری داشت و صنعتگری نابغه محسوب می شد,دو رشته ی اصلی او در فیزیک و مهندسی برق بود اما تونی آن ها را آسان می شمرد پس تصمیم گرفت چیز های بیشتری بیاموزد.

بنابراین او با کمی تلاش به سرعت توانست کارشناسی ارشد خود را در هر دو رشته ی مورد نظر کسب کند و در کنار با آن رشته های دیگر و مفید نیز آشنا شود.

زمان گذشت و تونی هم چنان خود را نابغه می خواند, او پسری نبود که به همه چی مقید باشد, برعکس آنتونی ادوارد شخصیت بی پروایی داشت که هیچ وقت از حرف زدن نمی ترسید.

با وجود خانواده ی ثروتمندی که داشت هر کاری انجام می داد و هر چیزی در اختیار داشت و همین امر او را کم کم به آدمی متفاوت تبدیل کرد. تا این که وقتی در سن ۲۱ سالگی بود پدر و مادرش در یک سانحه ی هوایی کشته شدند.

1362504523_iron_man_4-oo

البته این صرفا فقط یک سانحه نبود چرا که هاوارد دشمنان بسیاری داشت که می خواستند او را از بین ببرند, با این حال او تمام ثروت و دانسته های خود را برای تونی به ارث گذاشت.

خانواده ی استارک شرکت بزرگی داشتند که در آن سلاح های مختلف ساخته می شد و به کشور های بسیاری فروخته می شد. کمپانی بزرگ استارک در واقع سلاح و تجهیزانت نظامی مختلفی را برای انواع کشور های جهان تامین می کرد. حالا این وظیفه بر عهده ی تونی گذاشته شد و او باید با استفاده از نبوغ سرشار خود سعی می کرد این کمپانی بزرگ را اداره کند.

البته بماند که اعتماد به نفس بسیار آقای تونی استارک چیزی است که همه از آن با خبرند و امکان ندارد تونی را بشناسی و ندانی او آخر اعتماد به نفس است.

همین امر بود که به او کمک کرد در کنار تجربه و علم های مختلفی که داشت سعی کند تا کمپانی مشهور استارک را به خوبی سرپا نگه دارد و سلاح های جدید تری هم بسازد.

Iron_man_still05

اما این همه ی ماجرا نبود چرا که این آقای مشهور بالاخره باید یاد می گیرفت که زندگی یعنی چی و به عبارت ساده تر باید یکم بزرگ می شد.روزی او را برای نظارت بر روی تاثیر تکنولوژی های آزمایشگاهی بر روی جنگ می برند که در بین راه به آن ها حمله شده و تونی به اسارت گرفته می شود.

این آغاز زندگی جدید تونی بود و او یاد گرفت چگونه باید سعی کند زندگی کرده و در این بین از زندگی مردم دیگر هم محافظت کند.این گروه به رهبری وونگ چو تونی را به مکانی در کوه ها بردند و از او خواستند که سلاح مورد نظرشان را بسازد.

مسلما تونی آدمی نیست که به همین راحتی قبول کند چنین کاری انجام دهد, همین امر بود که موجب شد گروه وونگ چو او را مجبور به ساختن این سلاح کنند.

ironman_by_wekyx-d5syb0i

در این بین تونی زخمی شد و ترکش هایی که به بدنش برخورد کرده بودند با گذشت زمان به سمت قلب او حرکت می کردند و باعث مردنش می شدند.

اما با وجود نبوغ بسیاری که تونی داشت امکان نداشت اجازه دهد به این راحتی مرگ به سراغش بیاید, اما آنقدر ها که فکر می کرد در این کار موفق نبود.

تا این که فرد دیگری به او معرفی شد که او هم به دست وونگ چو اسیر شده بود و از قضا برنده ی جایزه ی نوبل فیزیک بود. آقای هو ینسین هم مهارت ها و تجربه های بسیار زیادی در فیزیک داشت و قرار بود به تونی کمک کند تا سلاحی که از او خواسته شده را بسازد.

Photo(133)

او پس از آشنایی با تونی و با کمک و هوش او توانست یک صفحه ی مغناطیسی ساخته و آن را به سینه ی تونی وصل کند.این صفحه باعث می شد ترکش هایی که در بدن تونی وجود دارد نتوانند به سمت قلبش حرکت کرده و باعث مرگش بشوند و این خود بهترین قسمت ماجرا بود.

حال همه چیز رو به بهبود بود و تونی نقشه ی بعدی را در سر می کشید, ینسین هم تصمیم گرفت در این راه به او کمک کند, بنابراین اولین جرقه ی ساخت ربات به ذهن تونی رسید.

او و ینسین وانمود می کردند که در حال ساختن سلاحی هستند که وونگ چو از آن ها خواسته, این در حالی بود که افراد بی مغز او متوجه نمی شدند تونی برای فرار خود یک ربات قدرتمند می سازد.

Heartbreaker-1W

او به کمک ینسین زره ی تقویت شده ای ساخت که دارای سلاح های مختلف و هم چنین قدرت بسیای بود بنابراین با استفاده از آن ها توانست از زندان فرار کند.

اما هیچ چیز به راحتی قابل انجام نیست حتی با وجود یک ربات غول پیکر ینسین جان خود را فدا کرد تا تونی بتواند با موفقیت از زندان فرار کرده و این بار بهتر از گذشته زندگی کند.

پس از آن آنتونی استارک می تواند فرار کند و دشمنان خود را نیز از بین ببرد.در این بین مهم ترین اتفاقی که در زندگی اش رخ داد این بود که هدفی محکم و استوار پیدا کرد.

Iron-Man-3-Header1

او پس از این که دوباره به خانه ی خود و کشورش بازگشت به فرد دیگری تبدیل شده بود, دیگر همه چیز تنها ساختن سلاح برای فروختن به کشور های مختلف نبود. تونی حالا تصمیم گرفته بود تا ربات هایی استوار تر بسازد و با استفاده از قابلیت های بسیار آن ها سعی کند تا از بشریت و مردم محافظت کند.

او در طی این راه با افراد بسیار رو به رو شد و در این بین موانع زیادی پیش رو داشت, ساخت این ربات ها آسان نبود و تونی مدام با شکست های بسیاری مواجه می شد.

با این حال از هر شکست خود درس گرفت و با استفاده از هوش و اطلاعاتی که از علوم مختلف داشت توانست رباتی بی نقص با تمامی ویژگی هایی که مد نظر داشت بسازد.

در این بین افراد بسیاری هم بودند که مخالف تصمیم جدید تونی بوده و قصد داشتند تا او را منصرف کنند, اما تونی دیگر تصمیم خود را گرفته بود هیچ چیز جلو دارش نبود.

در ابتدا همه چیز فقط به یک محافظ فلزی ختم می شد که همه فکر می کردند وظیفه ی محافظت از استارک را بر عهده دارد, با این که تونی خود آن ربات را بر تن می کرد و سعی داشت تا از مردم محافظت کند.

iron-man

این راز کم کم فاش شد و حالا همه می دانستند که تونی استارک در واقع هویتی جدید برای خود ساخته و حالا خود را مرد آهنی می نامد.شاید این هویت جدیدی نبود و ما هنوز هم تونی را با تمام علایق و اعتماد به نفس بسیاری که داشت, تنها در لباسی فلزی و مجهز می دیدیم.اما خب باز هم Iron Man نامی بود که طرفداران بسیارش آن را به خاطر سپردند و تونی را با این نام صدا می زدند.

او ثروتمند ترین مردی است که مردمش می شناسند و خوب می داند با سیاست بسیاری که دارد چطور از این پول استفاده کرده و آن را در کجا و برای چه کاری خرج کند.

زمان می گذرد و تونی استارک با دشمنان بزرگ و قدرتمند بسیاری مبارزه می کند تا همه او را به عنوان مرد آهنی قبول کنند.در این بین با گروه انتقامجویان آشنا می شود و از آن جایی که هیچ کدام از اعضا راضی به بودن در این گروه نیستند در ابتدا نمی توان آن ها را دوست نامید.

اما خب یک تیم زمانی که اعضای آن حتی ناخواسته در کنار هم قرار بگیرند, و زمانی که حرف محافظت از دنیا به میان بیاید, هیچ کس نیست که شانه خالی کند.

iron-man-03

همین امر باعث شد انتقامجویان به تیمی محکم تبدیل شده و در انتها دوستان خوب هم محسوب شوند, تونی نیز یکی از اعضای این گروه بود که از پول و ثروت خود برای کمک به این گروه استفاده می کند.

او شعار های بسیاری دارد اما در راس آن حفاظت از مردم است و تونی همیشه گفته که با تمام وجود و در هر شرایطی آماده ی جنگ با دشمنان و حفاظت از مردم می باشد.

حتی اگر او آدمی ساده باشد و تنها با یک لباس زره ای و رباتی سعی به انجام این کار کند, باز هم می توان او را قهرمانی خواند که برای نجات مردم و بشریت حتی جان خود را هم فدا می کند.

او هر کاری انجام می دهد و هم چنان هم قصد دارد هرکاری که می تواند برای بشر انجام دهد.او برای محافظت از این جهان هر کاری انجام می دهد. با داشتن قدرت زیاد, مسئولیت بزرگی بر عهده ی انسان گذاشته می شود.تونی در ابتدا فکر می کرد همه چیز مثل کتاب کودکان ساده است و این که کار درستی انجام شود و تصمیم درستی گرفته شود, هیچ دشواری در خود ندارد.اما جالب اینجا بود که هیچ چیز ساده ای در آن وجود نداشت.

iron_man_by_ryster17-d5jb58e

زمانی که تونی این زره را بر تن کرد احساس می کرد بیشتر از هر انسان دیگری قدرت دارد و پس از آن بود که به این نتیجه رسید حالا زمان این است که از این قدرت بسیار برای کمک به دیگران استفاده کند.

همین امر بود که مسئولیت سنگینی بر گردنش گذاشت و او از ته قلب دوست داشت تا به آن عمل کند.هم اکنون او هم چنان نیز کارش را انجام می دهد و از دیگران محافظت خواهد کرد. مهم نیست چه قدر طول بکشد یا چه موانعی بر سر راهش باشد. مهم تصمیمی است که گرفته و به خوبی هم می داند که هیچ وقت از آن روی بر نمی گرداند.

هم چنان با بازی تاک همراه باشید.

MacTavish
مطالب مرتبط

0 دیدگاه ارسال شده

دیدگاه خود را بیان کنید :

لطفا از بخش فهرست‌ها منویی را برای (منوی موبایل) انتخاب کنید.