داستان شکل گیری بازی های ویدیویی : بازی های آنلاین

۲۰ تیر ۱۳۹۵ موضوعات: اخبار، مطالب ویژه، مقالات بدون دیدگاه 479 بازدید

در سالهای بعد بازی به جایی رسید که دیگر افراد به صورت تکی عنوان ها رو تجربه نمی کردند ، بلکه بازی هایی خلق شدند که ضرورت بر گروهی بودن در آنها امری عادی بود .

مثل بازی Doom. شما می توانستید با شبکه ی سیمی این بازی را تجربه کنید . این نه تنها به علت لذت این گونه بازی ها بلکه به خاطر با هم بازی کردن بود. مردم در خانه های خود شبکه ایجاد می کردند بلکه بتوانند با هم بازی کنند.

بعد از آن یک جامعه ی جهانی تشکیل شد. البته لازمه به این نکته اشاره کنیم که بازی های ویدیویی در زمان اوج مصرف دستگاه آرکید به شکل دیگری دیده می شدند. مثلا اگر شما در یک بازی خیلی موفق بودید همه ی گمرها در فروشگاه های آرکید دورتون جمع می شدند. این مسئله خود مقدمه ای بود تا بازی ها وارد فرهنگ دیگری شوند.

این جامعه ی جهانی نه تنها با هم بازی می کنند و از کنار هم بودن لذت می برند ، بلکه با هم رفاقت های خیلی خوبی رو دارند. این امر خود باعث پیشرفت ارتباطات و حتی در برخی مواقع منجر به ازدواج می شود! خیلی از این افراد واقعا به هم وفادار هستند. فرض کنید تشکیل یک دوستی رو با باز یکردن انجام بدید ، خیلی عالیه …

هم اکنون که در سال ۲۰۱۶ هستیم ، بازی ها از جنبه های اجتماعی محلی فراتر رفته اند و حتی شما از ایران می توانید با کشورهای دیگر هم بازی کنید. همچنین میتوانید علاقتون رو با افراد دیگر به اشتراک گذارید.

Dragons-Dogma-Online-Goseiku

در نتیجه بازی های ویدیویی تا به الان در فرهنگ ما ریشه پراکنده اند و همچنین ارتباطات ما را فراتر از آن چیزی که هست برده اند. مثلا در سال های قبل که ما اینترنت Dial Up داشتیم ، در کنار آن ابزارهای پیام رسانی مثل یاهو مسنجر نیز خلق شد و از طریق آن می توانستید با افراد سرتاسر دنیا در ارتباط باشید . در مورد بازی ها هم همینطوره و آن چیزی که در بازی های آنلاین علاوه بر بازی کردن وجود داره ، بودن اجتماعی است که مانند دنیای واقعی برای خود ارزش هاییی دارد. مثلا برخی از این افراد که با هم آنلاین بازی کرده اند ، موفق شدند هم را ملاقات کنند و این خود ارتباط را فراتر از آن چیزی که هست گسترش می دهد.

مثلا یکی از توسعه دهندگان می گوید که پسری را می شناخته که پدر و مادرش در یک تصادف کشته شدند. ولی او در بازی های آنلاین با کمک دوستانی که در دنیا داشت ، خیلی خوب می تواند روحبه اش را به دست آورد. در دنیای امروز بازی ها برای مردم بسیار مهم و معنی دارند که همین امر خود باعث یافتن دوستانی شده.

world-of-warcraft-thrall

مایکی نیومن نویسنده ی Gearbox تعریف می کند که بر اثر سکته ی قبلی در بیمارستان بستری می شود و ۱۰ روز از او خبری نیوده ، دوستانش که آنلاین با آنها بازی می کرده متوجه می شوند و سراغش را میگیرند و درنیتجه به دیدنش در بیمارستان می آیند و او با لپ تاپ خود شروع به تجربه ی بازی می کند و همین امر نشان دهنده ی پیوندی است که در روابط گیمر با دنیای بیرونش ایجاد شده است.

 چیزهایی که از بازی های ویدیویی یاد میگیریم

علاوه بر این بازی های ویدیویی چیزهایی رو به ما یاد داده اند که ما شاید هرگز در دنیای واقعی هیچگاه نیاموختیم. مثلا اینکه بیخیال شکست باشیم و به موفقیت فکر کنیم. بازیهای ویدیویی دارای فضایی امن هستند و این فرصت را به شما می دهند که برای حل یک مسئله فکر کنید که چگونه آن را انجام دهید.

ما همیشه نمی توانیم حق خود را بگیریم و این را هم باید در این بازی ها یاد گرفت و همین نیز خود باعث موفقیت می شود. شما نگاهی به بازی های شبیه ساز بیندازید. مسلما خیلی از کارهایی که در آنها انجام می دهیم در دنیای واقعی سخت هستند و یا اصلا امکان پذیر نیستند. مثلا با آن سرعتی که در بازی های Racing ماشین ها را می رانیم ، اگر در دنیای واقعی انجام دهیم قطعا دچار سانحه می شویم.

خیلی از ما دوست داریم در جنگ جهانی باشیم ، خیلی از ما در دنیای تخیلی بایوشاک و خیلی دیگر هم صخره نوردی را دوست داریم . با وجود بازی مانند The Climb از کرایتک و تجربه ی واقعیت مجازی که هم اکنون با آن رو به رو هستیم ، این خیلی عالیه که بتونسم با دو کنترلر و یک هدست حس این ورزش را تجربه کنیم.

 گیمرهای دیروز ، گیمرهای امروز

در گذشته ما عملا واژه ای به نام گیمر نداشتیم. همه بازیکنانی بودند که دوست داشتند تا پا در دنیای پیکسلی کنسول های قدیمی بگذارند. در آن زمان بازی کردن فقط و فقط سرگرمی بود که گاها اعضای خانواده را دو هم جمع می کرد. بعد از تعداد بازی های ویدیویی واژه ای به نام گیمر پدیدار شد. با رو به رو شدن با چنین واژه ای قطعا به وجود آمدن بازی های E-sport امری حتمی بود.

2979365-gamers

در حال حاضر سازمان هایی هستند که این نوع مسابقات را هدایت می کنند. هر ساله گیمرهای حرفه ای در این نوع بازی ها دور هم جمع شده و در یک استادیوم چند هزار نفری تیم مورد علاقه ی خود را تشویق می کنند. خیلی ها صدها هزار کیلومتر را فقط برای دیدن یک بازی عالی سفر می کنند و یا هزینه هایی رو می پردازند. این خود نشان دهنده ی اینه که بازی های ویدیویی خود جزیی از فرهنگ ما شده است .

خشونت در بازی های ویدیویی: نیاز به رده بندی سنی داشتند

در دهه ی ۹۰ واقع گرایی در بازی ها به حداکثر خود رسید ، به طوری که سطح جدیدی از آنها را در بازار شاهد بودیم. کشت و کشتار در برخی از نوجوانان دیده شد و رسانه های مختلف آن را اثرات بازی های ویدیویی می دانستند. مثلا می گفتند که mortal Kombat یکی از خشن ترین بازی ها است. حتی در برخی از مجامع اجتماعی نیز مطرح می شد که مثلا بازی X افراد را به استفاده از تفنگ تشویق می کند. دانشگاه توهوگوی زاپن تحقیقاتی را انجام داد که نشان می داد برخی از این عنوان ها خشونت را در افراد بالا میبرند.

در سال ها قبل این اخبارها را زیاد می شنیدیم ، چرا که هر کسی در هر سنی میتوانست بازی که می خواهد را بدون قید و شرط انجام دهد. این خیلی بد بود و بازی سازان هم میگفتند که ما را سرزنش نکنید. تا اینکه در این مرحله سازمان ESRB تشکیل می شود که کمک می کند تا هر بازی برای رده بندی سنی خود عرضه شود .و سازندگان نیز خود بر این امر پا فشاری دارند تا حتما بازی آنها رده بندی شود.

اما با این حال خود سازندگان عملا این مسئله ی خشونت و تاثیرگذاری بر افراد را رد می کنند. آنها اعتقاد دارند که خشونت یکی از مشخصه های وجود انسان است و نمیتوان ان را گردن بازی های ویدیویی دانست و حتی برخی دیگر اعتقاد دارند که چرا خشونت های این چنینی باید در جاهایی مثل آمریکا اتفاق بیفتد که دست و بال مردم در اسلحه باز است ؟ چرا در کشورهای دیگر جهان که بازی ویدیویی را تجربه میکنند ، ولی سلاح ندارند ، کشتارهای این چنینی دیده نمی شود؟ اینها همه مواردی است که سازندگان در برابر رسانه ها ایستادگی کرده و سعی داند با مثال های منطقی خود را از زیر بار این سوالات به سمت دیگری ببرند.  مثلا مردم زمانی که به سینما می روند و فیلم خشن میبینند ، چنین واکنشی نشان نمی دهند؟ چرا که آنها یاد گرفته اند این فقط یک فیلم است و بس . این امر باید به زودی در میان افراد به یک فرهنگ تبدیل شود.

ضرورت داستان در بازیهای ویدیویی : من می خواهم لارا کرافت باشم

همه ی انسان ها توانایی این رو دارند که بتوانند داستان خود را بگویند و قطعا اگر بگوییم نه من نمیتوانم ، قطعا این از بی اعتقادی ما نسبت به خودمان است. اگر در طول روز از کارهای مهمی که پیش رو داریم فرار کنیم و آنها در چیزی خارج از خود قرار دهیم ، داستان سرایان این فرصت دار دارند تا زا آن به عنوان یک شانس استفاده کنند و شما را در جهانی قرار دهند که ممکن است خیلی از کارهایی که در دنیای خود نمیتوانید انجام دهید را در در آنجا صورت دهید.

خیلی جالبه ، زمانی که شما تبلت ، کامپیوتر و یا کنسول خود را در اوقات روز روشن می کنید در واقع می خواهید وارد جهانی دیگر شده و از دنیای خود فرار کنید. این خود اجازه می دهد تا یک زندگی رویایی رو داشته باشید. البته قرار دادن داستان در بازی ها خود نمی تواند با فیلم یا کتاب مقایسه شوند. در حقیقت انتظار مخاطبان از بازی نیز همین بود که عنوان مورد نظرشان دارای یک خط داستانی باشد. در واقع آنها باید جهانی را خلق می کردند که خودشان بتوانند حسش کنند و این حس عملا به شما که گیمر هستید نیز منتقل شود. هر کدام از آنها نیز منطقی دارند که جهان بازی بر پایه ی آنها بنا شده است . سازندگان با چاشنی تخیل داسان هایی را خلق کرده اند که در قبل هرگز آنها را ندیده ایم. به گفته ی آنها هنوز هم جا برای بهتر شدن داستان در بازی ها وجود داره و باید بهتر گفته بشه.

2987121-lara_camp_01_4k_tif_jpgcopy

در حالی که شما بازی های ویدیویی رو با مشارکت خود تجربه می کنید ، فیلم و کتاب اینگونه نیستند . شما فقط آنها را میبینید، کتاب را می خوانید ولی آیا می توانید در پایان آنها تغییراتی ایجاد کنید ؟ خیر ! ولی بازی های ویدیویی گونه ای ساخته می شوند که شما در پایان حق انتخاب دارید .

سازندگان اعتقاد دارند که گفتن داستان برای بازی های ویدیویی خیلی سخت تر از آن چیزی است فکر میکنید . شما باید رد آنها حرکات بازیکن را پیش بینی کنید و باید طوری آن را بنویسید که بتواند جذابیت بازی را در طول راه حفظ کند.

بیشتر سختی داستان گفتن در بازیها به این علت است که در سینما تقریبا هر کاری ممکن است ولی بازی قوانین خودش را دارد. همچنین توسعه دهندگان می گویند که شما نمی توانید مثلا یک موسیقی را از اواسط آن شروع به نواختن کنید ، هر چیز ی ترتیب خود را دارد و رعایت آن در بازی کار بسیار سختی است. در بالا گفتیم که در برخی از بازیها شما می توانید پایان بازی را تغییر دهید. این خیلی حس خوبیه که مثلا فکر کنید که سرنوشت یک دنیا یا حتی یک شخص به تصمیم شما بستگی دارد. این جادوی بازی های ویدیویی است.

حتی در این سال ها بازی سازان فراتر از این مسئله نیز رفته اند. مثلا آنها دوست دارند تا احساسات شما رو با آنها تحت الشعاع قرار دهند. اینکه خود بازی ساز هم بتواند کاراکتری رو که در بازی ساخته احساس کند خودش نوعی چالش است. در واقع صنعت گیم د طرفه است ، یک طرف بازی ساز و طرف دیگر بازی باز.

داستان سرایی خوب در بازی می تواند در ما حس خوب ابجاد کند ، می تواند در مورد گذشته آموزش هایی رو به ما دهند. تجربه ی داستانی که در بازی ویدیویی وجود دارد خیلی متفاوت است  خلاصه که مطمئنا ما در آینده با بازی هایی رو به رو می شویم که از لحاظ داستانی از الان هم قوی ترند و مثلا در E3 2016 ما بازی Days Gone را دیدیم که خیلی عالی بود. داستانی سرتاسر امید برای انسان هایی که در سختی هستند و در آن لحظات نا امیدی چیزی برای امید داند یا مثلا همین داستان God of War جدید را در نظر بگیرید ، چقدر زیباست که دو اسطوره ی یونان و روم را با هم پیوند زده اند و کارگران بازی نیز می گوید که قبلا همهی اساطبر با هم یکی بوده و از لحاظ جغرافیایی جدا شده اند.

لذت بازی کردن ، لذت ساختن

سازندگان در هنگام بازی سازی لذت خیلی خوبی از این امر می برند. الان مثل گذشته نیست که تیم بازی سازی مثلا ۵ نفر باشد ، هم اکنون شرکت ها به این نتیجه رسیده اند که با تیم گسترده تر می توانند بک خروجی بهتر رو ارائه بدهند. یک تیم بازی سازی ا طراح ، نویسنمده ، کارگردان ، مشاور هنری و … تشکیل شده است. آنها همه دست به دست هم داده و بازی های ویدیویی رو برای ما ایجاد می کنند.

Bazitalk_Miyazaki_COver

لذت بسیار خوبی است که ما به عنوان گیمر ۱۰ روز برای بازی انتظار می کشیم. حتی سازندگان هم از این مسئله لذت بسیاری می برند. آنها میگویند بعد از انتشار بازی به خیابان ها میرند و گیمرها رو تماشا می کنند که چنین روزی را از مدت ها قبل انتظار کشیده اند. این لذتی است دو طرفه هم برای گیمر و هم برای گیم ساز.

نتیجه گیری

هرسال که می گذرد و ما به اتمام یک نسل و ورود به نسل بعدی نزدیک می شویم ، صنعت گیم دوباره خلق می شود و شکل تازه ای به خود میگیرد. هم اکنون نیز گیمرها در دوره ی جدید از این صنعت هستند: واقعیت مجازی. این تکنولوژی مرزها را برای گیم شکسته و ما را به سمتی میبرد که هرگز فکرش را نمی کردیم.

این خلق دوباره می تواند یک سخت افزار جدید ، فناوری و یا رابط های کاربری تازه باشند. سازندگان در هر نسل به چیزهایی فراتر نگاه می کنند ، چون تنها این دید است که می تواند آنها را از سمتی به سمت دیگر سوق دهد.

همچنین روز به روز به بازی های Indie افزوده می شود و این خود به علت وجود پلتفرمی به نام استیم است که روز به روز جای خود را در میان گیمرها بیشتر باز می کند. سازندگان اعتقاد دارند که یک تیم کوچک خیلی بهتر از یک تیم ۲۰۰ نفره می تواند خلاقیت داشته باشد. در زمینه ی بازی های واقعیت مجازی میبینیم که بازی هیا مستقل بهترین ها برای این دستگاه ها هستند.

 اما سوالی که در انتها مطح می شود این است که ما واقعا قرار است به کجا برسیم ؟ این امر عادی است که تجربه ی ما برای بازی ها در این برهه ی زمانی محدود یه یک دستگاه ، کنترلر و یک صفحه نمایش است. و هم اکنون ما شاهد سه نوع هدست واقعیت مجازی هستیم که تجربه هایی رو برای ما فراهم می کنند که در گذشته از گیم نداشتیم. مایکروسافت نیز به نوبه ی خود با هلولنزش پا به عرصه ی واقعیت افزوده گذاشته و این امری بسیار عالی است اگر بتوان آن را علاوه بر گیم در پزشکی و فضانوردی و علوم دیگر نیز مورد استفاده قرار داد.

افرادی که باعث خلق این صنعت شدند، مطمئنا فکرش را نمی کردند که بازی های ویدیویی به جایگاه امروزی خود برسند. هر نسل دارای احساس ، نوآوری و تکنولوژی خود است و ما به چیزی فراتر از گذشته رفتیم. میلیون ها نفر کنسول های بازی و حتی PC های مختص گیم دارند. در طول روز افراد زیادی جنگ کنسولی راه می اندازند که PS4 بهتر است و یا Xbox One ، پس این نوع دفاع از آن چهکه داریم نشانه ی این است که بازی های ویدیویی به نوعی فرهنگ ما شده اند.

در گذشته که افراد با آتاری ۸۰۰ باز میکردند اگر به آنها می گفتید که ممکن است بازی سازی به نوعی هنر تبدیل بشه ، شاید بهتون می خندیدند. روح کنجکاو و مخترع فعالان باعث خلق خازق العاده ترین بازی ها شد.

قطعا تا ۳۰ سال دیگر شما تشخیص نمیدهید که این بازی آیا واقعی است یا فانتزی. شما می توانید با بازی های ویدیویی در رویایی زندگی کنید که آرزوی آن را داشتید.

بازی ها در آینده ساخته می شوند و ادامه خواهند داشت و از تاریخ و فرهنگ ، تخیل و نوآوری متولد می شوند . در آینده هر کسی یک گیمر خواهد شد و این چیزی است که ارزوی همه ی آدم ها است…

با بازی تاک همراه باشید

 

برچسب‌ها:
Nathan Drake
به نظر من گیم خودش یک نوع هنره و گیمر هم هنرمند . پس چه خوبه که ما توی این دنیای پر از هنر سهیم هستیم و از این سرگرمی استفاده می کنیم م.ت - PS4 گیمر ;)
مطالب مرتبط

0 دیدگاه ارسال شده

دیدگاه خود را بیان کنید :

لطفا از بخش فهرست‌ها منویی را برای (منوی موبایل) انتخاب کنید.